پارت ۲۵۲
پارت ۲۵۲
-مگه قراره رو زمین بخوابم ؟
~اگه بخوای تویه اتاق من بمونی باید رو زمین بخوابی
-دیگه چی؟ میخوام برم اتاق خودمون
~خوددانی، فکر نکنم بزاره بری داخل البته ،باید ناز بکشی داداش
-همینم مونده بود برای خوابیدن تویه اتاق خودم باید از یونا خانوم اجازه بگیرم
~میتونم پادرمیونی کنم که بزاره بری تویه اتاق ولی به شرطی که کاریش نداشته باشی اوکی؟
-باشه، من چیکار میتونم باهاش داشته باشم اخه؟
~ اگه نمیومدم ارومت نمیکردم که کمر بسته بودی امشب بکشیش خواهر کوچولومو
-فقط یکم عصبی بودم چون درو قفل کرده بود...
نگاهی بهم کردو بعد از اینکه از حالم خیالش راحت شد از اتاق بیرون زدو بعد از تقریبا ربع ساعت اومد داخل و گفت برم
اونطرف تخت توی خودش جمع شده بود و خودش رو به خواب زده بود
-مگه قراره رو زمین بخوابم ؟
~اگه بخوای تویه اتاق من بمونی باید رو زمین بخوابی
-دیگه چی؟ میخوام برم اتاق خودمون
~خوددانی، فکر نکنم بزاره بری داخل البته ،باید ناز بکشی داداش
-همینم مونده بود برای خوابیدن تویه اتاق خودم باید از یونا خانوم اجازه بگیرم
~میتونم پادرمیونی کنم که بزاره بری تویه اتاق ولی به شرطی که کاریش نداشته باشی اوکی؟
-باشه، من چیکار میتونم باهاش داشته باشم اخه؟
~ اگه نمیومدم ارومت نمیکردم که کمر بسته بودی امشب بکشیش خواهر کوچولومو
-فقط یکم عصبی بودم چون درو قفل کرده بود...
نگاهی بهم کردو بعد از اینکه از حالم خیالش راحت شد از اتاق بیرون زدو بعد از تقریبا ربع ساعت اومد داخل و گفت برم
اونطرف تخت توی خودش جمع شده بود و خودش رو به خواب زده بود
- ۶.۶k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط