با کمی مکث جواب دادم و صدای نگرانش تویه گوشم پیچید
با کمی مکث جواب دادم و صدای نگرانش تویه گوشم پیچید
~الو ؟ یونا خوبی عزیزم؟
+سلام، خوبم
~ کجایی؟ اومدم خونه نبودی ، صدات چرا اینجوریه؟
+خوبم یوجون فقط یکمی انگار سرما خوردم اومدم یه سر بزنم به یجی
~من...من بابت دیشب متاسفم یونا نمیخواستم اینکارو کنم ، خودت که میدونی عزیزم ، گاهی اوقات کنترلمو از دست می...
+یوجون لازم نیست برام توضیح بدی
~خواستم بگم شب میام دنبالت ، باهم بریم بیرون...
+من واقعا حال و حوصله بیرونو ندارم...
~میام دنبالت یونا ، باید اشتباهی که کردمو جبران کنم ، لطفا قبول کن...
+خیلی خوب باشه
~ خداحافظ عزیزم...
خداحافظی کردمو گوشی رو قطع کردم
°با یوجون به مشکل برخوردید؟
+قضیه اش طولانیه ، حوصله ندارم تعریف کنم
لبخندی میزنه و میگه:
° اشکال نداره تعریف کن ، میدونی عاشق اینم که فضولی کنم
خنده ای کردمو گفتم
+میدونم فضول خانم خب داستان از اینجا...
°نه یه لحظه صبر کن
+چی شده؟
از روی مبل بلند شدو همونطور که به سمت آشپزخونه میرفت گفت
°با تخمه تعریف بیشتر حال میده
دیوونه ای نثارش کردم و منتظر موندم بیاد...
~الو ؟ یونا خوبی عزیزم؟
+سلام، خوبم
~ کجایی؟ اومدم خونه نبودی ، صدات چرا اینجوریه؟
+خوبم یوجون فقط یکمی انگار سرما خوردم اومدم یه سر بزنم به یجی
~من...من بابت دیشب متاسفم یونا نمیخواستم اینکارو کنم ، خودت که میدونی عزیزم ، گاهی اوقات کنترلمو از دست می...
+یوجون لازم نیست برام توضیح بدی
~خواستم بگم شب میام دنبالت ، باهم بریم بیرون...
+من واقعا حال و حوصله بیرونو ندارم...
~میام دنبالت یونا ، باید اشتباهی که کردمو جبران کنم ، لطفا قبول کن...
+خیلی خوب باشه
~ خداحافظ عزیزم...
خداحافظی کردمو گوشی رو قطع کردم
°با یوجون به مشکل برخوردید؟
+قضیه اش طولانیه ، حوصله ندارم تعریف کنم
لبخندی میزنه و میگه:
° اشکال نداره تعریف کن ، میدونی عاشق اینم که فضولی کنم
خنده ای کردمو گفتم
+میدونم فضول خانم خب داستان از اینجا...
°نه یه لحظه صبر کن
+چی شده؟
از روی مبل بلند شدو همونطور که به سمت آشپزخونه میرفت گفت
°با تخمه تعریف بیشتر حال میده
دیوونه ای نثارش کردم و منتظر موندم بیاد...
- ۶.۹k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط