{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با کمی مکث جواب دادم و صدای نگرانش تویه گوشم پیچید

با کمی مکث جواب دادم و صدای نگرانش تویه گوشم پیچید

~الو ؟ یونا خوبی عزیزم؟

+سلام، خوبم

~ کجایی؟ اومدم خونه نبودی ، صدات چرا اینجوریه؟


+خوبم یوجون فقط یکمی انگار سرما خوردم اومدم یه سر بزنم به یجی

~من...من بابت دیشب متاسفم یونا نمیخواستم اینکارو کنم ، خودت که میدونی عزیزم ، گاهی اوقات کنترلمو از دست می...

+یوجون لازم نیست برام توضیح بدی

~خواستم بگم شب میام دنبالت ، باهم بریم بیرون...


+من واقعا حال و حوصله بیرونو ندارم...


~میام دنبالت یونا ، باید اشتباهی که کردمو جبران کنم ، لطفا قبول کن...


+خیلی خوب باشه


~ خداحافظ عزیزم...

خداحافظی کردمو گوشی رو قطع کردم

°با یوجون به مشکل برخوردید؟


+قضیه اش طولانیه ، حوصله ندارم تعریف کنم


لبخندی میزنه و میگه:


° اشکال نداره تعریف کن ، می‌دونی عاشق اینم که فضولی کنم


خنده ای کردمو گفتم

+میدونم فضول خانم خب داستان از اینجا...

°نه یه لحظه صبر کن

+چی شده؟

از روی مبل بلند شدو همونطور که به سمت آشپزخونه میرفت گفت

°با تخمه تعریف بیشتر حال میده

دیوونه ای نثارش کردم و منتظر موندم بیاد...
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲۵۲-مگه قراره رو زمین بخوابم ؟ ~اگه بخوای تویه اتاق من ...

پارت ۲۵۳شلوارمو با یه شلوار راحتی عوض کردمو ترجیح دادم با با...

سری تکون دادم و درحالی که اشک میریختم گفتم: مرده به دنیا نی...

پارت ۲۵۱ویو هیون دستم رو گرفت و کشوندم تویه اتاق خودش و همون...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

وقتی دوست پسرت تولدت فراموش کرد💛پارت ۲شب شد کوکی پیام داد که...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part18سعید اومد تو اخمی کرد سعید:چرا نشستی بل...

Iove and the moonPart25یونا: کوک میگم اگه یه روز بفهمی یه ن...

Forced MarriagePart 46چند روز از برگشتنم به شرکت گذشته بودهم...

پارت ۱۹جونگ کوک:پیاده شو یونا:اوفجونگ کوک:اوف نکن داری اعصاب...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۵$کایرا : راستی داداش!!.تهیونگ...

forcer by your sideبه اجبار کنار تو part:17ویو جینا صبح با د...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط