{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#معلم روانی

#معلم روانی
p12
که یهو بورام اومد داخل
ویو بورام:داشتم با خوشحالی میرفتم سمت اتاق کوک که یهو جیمین جلومو گرفت
جیمین:زن داداش کجا
بورام:پیش شوهرم
جیمین:الان نمیشع
بورام:چرا میشه
ادامه ویو بورام:لباسمو مرتب کردمو درو باز کردم با چیزی که دیدم غذا از دستم افتاد و سرم گیج رفت و خوردم به دیوار
کوک:(سری داره رو هول دادم)
ب..ب..بورام ت..تو ا..ینجا چی..کار...میکنی
بزار توضیح بلدم لطفا
بورام:چیو میخوای توضیح بدی عوضی چطور تونستیییییی(عربده)
دختره:ببینم عشقم این کیه
بورام:عشقت‌؟ دختره هرزه من زنشم
نه زنش؟ زن سابقش
اگه میخوای با این باشی با این کارت فردادصب دادگاه میبینمت آقای جئون
کوک:بورام خواهش میکنم بزار توضیح بدم بورامممممم نرو
جیمین:داداش نتونستم جلوشو بگیرم ببخشید
کوک:بگو ماشینمو حاضر کنن
ویو بورام:ب چیزی که دیدم قلبم توخالی توخالی شد و صدای شکستنشو شنیدم جلو گریه هامو نمیتونستم بگیرم سوئیچو ورداشتمو نشستم پشت ماشینو بدون اراده اشکام مسابقه میدادن قلبم یه جوری تند میزد که نگو و هیچی حس نمیکنم فقط فقط گاز میدادم
ویو کوک:ماشینمو آماده کردن که داشتم میرفتم پایین و اخبار فروری رو شنیدم میگفت که....
بچه ها جا نشد چند پارت دیگه هم گزاشتم اونا هم ببینین
حمایت نشه؟🥺🤌
دیدگاه ها (۰)

the first lie

فیک مافیاهاپارت ۳۴ویو دوهفته بعد دخترا باهم کنار اومده بودن ...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

Iove and the moonPart20تقریبا داشیم آماده رفتن میشدیمکوک: مط...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

پارت ۹

شب تولدم فصل 3 پارت 5ات: خب....... تهیونگ و جیمین........ او...

پارت‌۶:))فلش بک به وسط کلاس کوکات ویواز کوک اجازه گرفتم برم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط