{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بی تو نیستم، تو بی من چه می‌کنی؟

من بی تو نیستم، تو بی من چه می‌کنی؟
بی‌صبح ای ستاره‌ی روشن چه می‌کنی؟
شب را به خواب‌دیدن تو روز می‌کنم
با روزهای تلخ ندیدن چه می‌کنی؟
این شهر بی تو چند خیابان و خانه است
تو بین سنگ و آجر و آهن چه می‌کنی؟
گیرم که عشق پیرهنی بود و کهنه شد
می‌پوشمش هنوز، تو بر تن چه می‌کنی؟
من شعله شعله دیده‌ام ای آتش درون
با خوشه خوشه خوشه‌ی خرمن چه می‌کنی!
پرسیده‌ای که با تو چه کردم هزار بار
یک بار هم بپرس تو با من چه می‌کنی؟!
دیدگاه ها (۱۱)

بشناس مرا حکایتی غمگینمافسانه ی تیره ی شبی سنگینمتلخم، کدرم،...

به چشمانت نمی آید بفهمی رازداری را بیا پنهان کنیم از هم ازین...

نه رام و اهلیِ چشمی شدم، نه پابندشبه غیرِ چشم تو با شورِ بی ...

آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوممثل یک کودک دمادم پر هیاه...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط