{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بـاز امشب ای ستـاره‌ی تابـان نیامدی

بـاز امشب ای ستـاره‌ی تابـان نیامدی

بـاز ای سپیـده‌ی شبِ هجـران نیامدی

شمعم شکفته بود کہ خندد به روی تـو
افسـوس ای شکـوفه‌ی خنـدان نیامدی

زنـدانی تـو بـودم و مهتـابِ مـن چــرا
بـاز امشـب از دریـچه‌ی زنـدان نیامدی؟

#شهریار
دیدگاه ها (۱)

سلام... مردان ایرانی سلام... نمی خواهم جمعتان ببندم!نمی خواه...

💙 💙 💙 💙 💙 💙 سکه ی زندگی ام شیر ندارداما همین خطی که من را به...

💔 💔 از این تنهایی ها خدا قسمت کند که...بنشینی،زانوهایت را بغ...

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می ف...

سلااااااااممممم امروز معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد رو د...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗 🫧🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اینو یادت مونده ...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

🖤 پارت ۲۲ | «مهمان ناخوانده»همه‌ی درهای عمارت قفل شده بود.کو...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط