{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍🏼تنهایی،

✍🏼تنهایی،
گوشه‌ای از خیابان،
سایه ای بلند،
و دختر،
گم‌شده در میانِ جمعیت.

خیابان،
پر از هیاهو،
اما او،
در سکوتی عمیق فرو رفته است.

چراغ‌های خیابان،
نوری سرد و بی‌روح،
و انعکاسِ غم در چشمانش.

قدم‌هایش،
سنگین و بی‌هدف،
در میانِ خیابانی که هیچ‌گاه،
به خانه‌ای نمی‌رسد.

خیابان و تنهایی،
دو همدمِ همیشگی،
و دختر،
اسیرِ این غمِ بی‌انتها.

✍🏼نوشته ی یک زن
دیدگاه ها (۱)

✍🏼غم،باری سنگین،بر شانه‌هایی خمیده.‌صدایی خاموش،در گلو،و اشک...

تنهایی

✍🏼دختر،راه می‌رود در جاده‌ای بی‌انتها،تنها،با کفش‌هایی پاره،...

✍🏼📚دختر و خنده‌اش، در دلِ شبِ بی‌ستارهخنده‌اش مثلِ یک شمعِ ک...

سناریو ساسونارو# 🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️## ف...

این اوثی جدید هم مربوطه به پست قبللونا کوچولو، دختر دانیل 🧜🏻...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط