فردی چند گردو به رهگذری داد و گفت: بشکن و بخور و برای من
فردی چند گردو به رهگذری داد و گفت: بشکن و بخور و برای من دعا کن!
رهگذر گردوها را شکست ولی دعا نکرد
آن مرد گفت: گردوها را میخوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!
رهگذر گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای، خدا خودش صدای شکستن
گردوها را شنیده است!
رهگذر گردوها را شکست ولی دعا نکرد
آن مرد گفت: گردوها را میخوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!
رهگذر گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای، خدا خودش صدای شکستن
گردوها را شنیده است!
- ۵۱۳
- ۲۱ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط