{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلودینباید با پاهای خودت میومدی اینجا و قیافه نحستو نشون

کلودی:نباید با پاهای خودت میومدی اینجا و قیافه نحستو نشونم میدادی....با پای خودت اومدی ولی دیگه نمیتونی برگردی....به صورت ساده....با پای خودت به زمین مرگت قدم برداشتی

بلند شد و چسب ها رو از دستش باز کرد....قلنج گردنشو گرفت و به میاکو اشاره کرد که بیاد
از کاخ زد بیرون و سوار موتورش شد و حرکت کرد به سمت جایی...جایی تقریبا خراب....تاریک و متروکه
جیمین و کیوکو می‌دونستن قطعا خبراییه....بعد از اتمام بازی قبل ازینکه میاکو بتونه بره جیمین و کیوکو جلوشو گرفتن

کیوکو:کلودی چرا اینطور شد!؟باهاش خصومتی داره؟
جیمین:بینشون مشکلی وجود داره؟به نظر نمیومد بخاطر برنده شدن میزدش....اون با نفرت بهش نگاه میکرد و با خشم داشت نابودش میکرد
دیدگاه ها (۱۹)

"بازی"🕶part:13🕶میاکو:داستانش پیچیده است بعدا براتون تعریف می...

کیوکو:چیکار میکنید شما دوتا؟جیمین:دارید چیکار میکنید؟کلودی:ه...

"بازی"🕶part:12🕶جیمین:بیاید با موتور بریم....تو میتونی با ماش...

خب اینم برا درک بیشتر و تصور بهتره رمانمخصوصا برا پارت ۱۱

CASINO3.14

My Vampire Mate Season 2 part : ۴۱

______________________☆SPEED AND LOVE★______________________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط