{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با شعرهایم مدارا کن

با شعرهایم مدارا کن
دارند می روند از خاطرم
و تلخشیان را به تو مدیونم
و به چشمهایت ،
تمام صفحات تقویم را
با نیامدنت قلم میزنم
و صبح به صبح
با آوای آفتاب
زندگی را بی تو
نفس می کشم
دلم برای نبودنهایت
شعر می شود
آنقدر تلخ
که چشمهایم را
از خاطرت محو میکنم
مرا مدارا کن
این شعرها
قداست چشمانت را
می سرایند
یادت را به من برگردان
شعرهایم تو را کم دارند...
دیدگاه ها (۴)

رفتی و فاصله ها عشق مرا سرد نکردعشق را خستگی از فاصله دلسرد ...

ندارمت اما ...دوست داشتنت را عاشقم ...اینڪہ شبها با خیال خام...

دیگر به چه زبانی بگویم دوستت دارم وقتی تمام تورا در خودم هر ...

خودت می دانیوقتی سرت روی پای من باشدچقدر خوب شعر می بافمامرو...

تقدیم حضرت جانانم💕عشق تو با جان من آمیخت کم کم بیشترسیل جاری...

اشکهایت مال من، امشب هوا دلگیر نیستباز می نالم ولی، این ناله...

بیا ای بی وفای من.... و امشب را فقط امشب, برای خاطر آن لحظ...

بیا ای بی وفای من.... و امشب را فقط امشب, برای خاطر آن لحظ...

بیا ای بی وفای من.... و امشب را فقط امشب, برای خاطر آن لحظ...

نوازشت که می‌کند، تو را که تنگ در آغوش می‌گیرد، لبانت را که ...

#خاطراتِ‌بد‌سوز!ساده نوشتمساده تر از پیچهای بی کسیکنار نبودن...

شهلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

🔴دلنوشته‌های برتر همراهان کانال عارفان مجاهـد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط