{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد و به جای اینکه از

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد و به جای اینکه از او عذرخواهی کند و کمکش کند تا از جایش بلند شود، شروع به خندیدن و مسخره کردن او نمود؛

سپس راهش را کشید و رفت؛ پیرزن صدایش زد و گفت: چیزی از تو افتاده است.

جوان به سرعت برگشت و شروع به جستجو نمود؛ پیرزن به او گفت: زیادنگرد؛ مروت و مردانگی ات به زمین افتاد و هرگز آنرا نخواهی یافت!
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۳۰ (فعلا با همین پیش بریم ببینیم اون دوتای دیگه رو چیکا...

🗒 جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و ...

جوانی بادوچرخه اش با پیرزنی برخوردکرد و به جای اینکه ازاوعذر...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

.جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد و به جای اینکه از ا...

📌 داستان پیرزن و دوچرخه سوارجوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخ...

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد و به جای اینکه از او...

.جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد و به جای اینکه از ا...

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد. ......و به جای اینک...

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد.و به جای اینکه از او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط