{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند مرا بس بود

لبخند مرا بس بود
آغوش لهم میکرد
آن بوسه مرا میکشت
لب منهدمم میکرد


آن بوسه و آن آغوش
قتاله و مقتل بود
در سیر مرا کشتن
این پرده ی اول بود


هرکس غم خود را داشت
هرکس سر کارش ماند
من نشئه ی زخمی که
یک شهر خمارش ماند
دیدگاه ها (۱)

کلمات

به سراب می مانی توبه عذابامامن هر بار با زخمی تازهتوبه ام را...

چیدمان لبت را دوست دارم مخصوصا لبه های دوس...

مرد بی رحم

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پارت آخر

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

پارت آخر | پایانی که ادامه دارد:) چند ماه بعد...بالاخره روزی...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐𝟖پارت ۲۸ | مردی که برگشتتمام سالن در سکوت فرو رف...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁸وای خدای من.از جذا...

......//برده ی زیبا//......

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط