{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁹.

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁹.
..𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..
~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~


وقتی از خونه‌ی نامجون خارج شد، دست‌هاش رو داخل جیب شلوارش فرو برد و بی‌حوصله قدم برداشت.

دیدن تهیونگ... اونم توی اتاق نامجون، و بحثی که بینشون شکل گرفته بود، اعصابش رو بیشتر از قبل بهم ریخته بود.

باد سرد ، موهای بلوندش رو به بازی گرفته بود و لابه‌لای تارهاش می‌پیچید.

جیمین سعی می‌کرد به هیچ‌کدوم از اتفاقات امروز فکر نکنه.

اما مگه اون فردِ چموش و رومخی که باز دنبالش راه افتاده بود اجازه اش رو میداد؟

کلافه نفسش رو فوت کرد و بلند، طوری که اوک فرد از ده قدمیش بشنوه گفت:


_ بهت اخطار دادم دیگه تعقیب نکنی


فرد متعجب نشد، چون جیمین همین بود، بیش از حد باهوش و تیز.

پس قبل اینکه دوباره روی کاپوت ماشین کوبیده بشه یا هر چیزی قدم هاش رو تند تر کرد تا نزدیک‌تر بشه.

به هر حال که لو رفته بود پس کلاه هودیش رو از سرش کنار زد.


حالا داشت تقریبا همراه جیمین قدم میزد.
پسر بدون اینکه حتی نیم نگاهی بهش بکنه عمیق پلک زد و سرد لب زد:


_ چی از جونم میخوای؟


دختر با حرفش دستاش رو داخل جیبِ هودیش برد و به جلو خیره شد:


_ تعقیبت نمی‌کردم...


جیمین ابرویی بالا انداخت بی آنکه نگاهش کنه خشک پرسید:

_ اینکه بی صدا و انقدر مسخره دنبال یکی راه بیوفتی، چیزی جز تعقیب کردن نیست


دختر به خاطر باد که چتری هاش رو روی صورتش می‌کوبید رو با یک دستش کنار زد و آروم گفت:

_ عادت کردم...


_ عادت کردی؟


جیمین کمی گیج شده لب زد، که دختر « هومی» کرد و ناخواسته زیر لب زمزمه کرد:

_ اینکه از دور نگاه کنم...

ناگهان با حرفی که از بین لب هاش پرید خشکش زد، با تردید نیم نگاهی به جیمین انداخت که مبادا شنیده باشه.

اما دقت و گوش های پسر تیز تر از این حرفا بود، حرفش رو شنید، اما زد به حساب اینکه یه تختش کمه.
و همون ماسکِ بی اهمیت و بی توجهش رو حفظ کرد.

دختر آسوده خاطر، نفسش رو بیرون فوت کرد که کمی بعد روبروی خونه‌ی جیمین ایستادن.


ادامه دارد...
حمایت یادتون نره
دیدگاه ها (۱)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. نفس‌هاش تندتر و...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁷. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. دختر با گیجی به...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁴...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~تیشرت مشکی‌اش را پوشید، کلاه لبه‌دا...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁵...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~سکوت سنگینی بینشان افتاده بود.جیمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط