{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سايه ام امشب ز تنهايي مرا همراه نيست، گر در اين خلوت بمير

سايه ام امشب ز تنهايي مرا همراه نيست، گر در اين خلوت بميرم هيچ كس آگاه نيست، من در اين دنيا به جز سايه ندارم همدمي، اين رفيق نيمه راهم گاه هست و گاه نیست...!!!
دیدگاه ها (۱)

یک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت ...

وقتی که تموم احساس دلتنگیت رابایک ((به من چه))پاسخ میگیری((ب...

تو فقط مرد من بمان! من قول می دهم تا ابد بانوی لحظاتت باشم.....

.

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

هر کجا جایش نبوده رفع زحمت کرده استقلب من تنهاست، چیزی نیست،...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

مردی که در کنارم بود

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم خون صد شیخ به یک مست فدا خ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط