من و آقامون تمومه تفریحاتمون باهمه...
من و آقامون تمومه تفریحاتمون باهمه...
وقتی بیکاریم میشینم آقامون واسم موهامو شونه میزنه و میبافه ..
برام لاک میزنه و خودش کیف میکنه از لاک دستای من..
برا لباسام نظرشو میده و میگه کدوم لباسم واسه مهمونی خوبه..
رژ لبامو میچینم رو میز نیگاشون میکنه و لذت میبره و
میگه عروسک خوشگل خودمی دیگه،اینا همش رو لبای تو قشنگه فنچ کوچولوی خوشگلم..
حالا بیا بپر بغل مــــرده عاشقت تا ببیوسم اون چشمای خوشگلتو بانوی آرامش امیرعلیت..
.
.
جالب اینجاست که منم نمیرم بغلش،پامیشم موهاشو بهم میزنمو فرار میکنم تا بیاد دنبالم..
بهش میگم از زن گرفتن پشیمونت میکنم مرد
آقامونم میاد منو میگیره و تا دلم بخواد منو ماچ بارون میکنه..میگه صبرکن وروجک انقدر میبوسمت تا دیگه وقتی شوهرت گفت بیا بغلم،پانشی فرار کنی و منو دیوونه تر کنی واس خودت..
"بعدش میگه خدایا شکــــــــــــرت واسه اینهمه خوشبختی"
وقتی بیکاریم میشینم آقامون واسم موهامو شونه میزنه و میبافه ..
برام لاک میزنه و خودش کیف میکنه از لاک دستای من..
برا لباسام نظرشو میده و میگه کدوم لباسم واسه مهمونی خوبه..
رژ لبامو میچینم رو میز نیگاشون میکنه و لذت میبره و
میگه عروسک خوشگل خودمی دیگه،اینا همش رو لبای تو قشنگه فنچ کوچولوی خوشگلم..
حالا بیا بپر بغل مــــرده عاشقت تا ببیوسم اون چشمای خوشگلتو بانوی آرامش امیرعلیت..
.
.
جالب اینجاست که منم نمیرم بغلش،پامیشم موهاشو بهم میزنمو فرار میکنم تا بیاد دنبالم..
بهش میگم از زن گرفتن پشیمونت میکنم مرد
آقامونم میاد منو میگیره و تا دلم بخواد منو ماچ بارون میکنه..میگه صبرکن وروجک انقدر میبوسمت تا دیگه وقتی شوهرت گفت بیا بغلم،پانشی فرار کنی و منو دیوونه تر کنی واس خودت..
"بعدش میگه خدایا شکــــــــــــرت واسه اینهمه خوشبختی"
- ۶.۴k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط