{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دختر_باغبان 🌱

#دختر_باغبان 🌱

#پارت_49

.......پرش زمانی بعد مدرسه

+چون یونگی‌ گفته بود خودش میاد دنبالم جلوی در مدرسه وایستاده بودم.

الکس:مگه نمیری خونه؟

+منتظرم بیان دنبالم.

الکس:کی میخواد بیاد دنبالت؟

+به توچه

الکس: دختره پر رو

+عوضی (زیر لب)

الکس:شنیدم

+گفتم که بشنوی.
بعداز چند مین یونگی اومد و سوار ماشین شدم.

ــ مدرسه چطور بود؟

+به نظرت چطور بود؟
مزخرف.
خوابم میاد میشه زود تر بری خونه.

ــ باشه

+رسیدیم عمارت و زود رفتم داخل لباسام رو عوض کردم و خودمو پرت کردم رو تخت و خواب رفتم.

+با صدای زنگ خوردن گوشی بیدار شدم و جواب دادم.

+الو

لونا:آهای کره خر مگه نمیخوای آماده شی؟

+مگه ساعت چنده؟

لونا: ساعت پنج

+تا نیم ساعت دیگه میام.

لونا: فقط زود باش

+از رو تخت بلند شدم و زود لباسام رو پوشیدم (عکس میدم) از اتاق بیرون رفتم که یادم اومد باید از یونگی اجازه بگیرم.
سمت اتاق کارش رفتم و چند تقه ای به در زدم.

ــ بیا تو

+رفتم رو بروش‌.
یونگی شی

ــ چته؟

+خب میشه با دوستم برم بیرون؟

ــ نه

+بهش قول دادم

ــ به یه شرط

+چه شرطی؟

ــ اینکه..................

ادامه دارد................🌱
دیدگاه ها (۳)

#دختر_باغبان 🌱#پارت_50ــ (تو گوش ا/ت یه چیزی گفت)+هاااا حتی ...

#دختر_باغبان 🌱#پارت_51+منو بلند کرد انداخت روتخت و رو خیمه ز...

#دختر_باغبان 🌱#پارت_48لونا: مثلاً دوست صمیمیتما.+فعلا بذار ز...

#دختر_باغبان 🌱#پارت_47ــ ببینمون مگه چی میشه.+پشت سرم حرف در...

پارت چهارده لونا: چیییییی عمرا من بمیرم هم باید برم مدرسه چر...

P5

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط