{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهارده

پارت چهارده

لونا: چیییییی عمرا من بمیرم هم باید برم مدرسه چرا چون سال آخرههههه
یونگی: به من هیچ ربطی نداره

فردا
لونا: یونگی می خوام برم مدرسه ( با گریه )
یونگی: ساکت شو خوابم میاد
لونا: یونگییییییییی
یونگی از روی تخت افتاد
یونگی: بگیرمت کشتمت
لونا فرار کرد
یونگی: آها راستی لونا می خواستم باهات حرف بزنم
لونا: نه ما هروقت باهم حرف می‌زنیم دعوامون میشه
یونگی: خب من شروع میکنم تو هم سن من هستی پس چرا هنوز مدرسه میری نکنه توهم دوسال مدرسه نرفتی
لونا: درسته نرفتم
یونگی: چرا
لونا: به.......بخاطر سوجون
یونگی: چی نمی تونی به خاطر من هم مدرسه رو ول کنی
لونا: خب من به اون خیلی اعتماد داشتم ولی ولی تو
یونگی: ولی به من اعتماد نداری ارههه ( داد )
یونگی از خونه رفت
فردا
ویو لونا
من اومدم مدرسه دیروز یونگی نیومد خونه تا رفتم تو کلاس یونا اومد پیشم
لونا: چیشده
یونا: این کلیپ رو ببین
ویو لونا
باورم نمیشه یونگی با یه دختر دیگه توی ویدیو بود دستشو گرفته بود و لپ اون دختر رو بوسید........
دیدگاه ها (۰)

پارت سیزده ویو یونگی با چیزی که دیدم خشکم زد یه پسر کنار لون...

پارت دوازده یونگی: باشهلونا: ایولللللللللللللللل حالا بیا بر...

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط