{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دل...برای آنکه نگیری چه میکنی

ای دل...برای آنکه نگیری چه میکنی
با روزگار دوری و دیری چه میکنی

بی اختیار بغض که می گیردت بگو
در خود شکست را نپذیری چه میکنی

بااین اتاق تنگ و شب سرد و گور تنگ
تو جای من...جز اینکه بمیری چه میکنی

ای عشق...ای قدیم ترین زخم روز گار
در گوشه ی دلم سر پیری چه میکنی

دست تو را دوباره بگیرم چه می شود
دست مرا دوباره بگیری چه میکنی
دیدگاه ها (۱)

پادشاهِ قلبِ من!! کشور گشایی می کنی!بر دل و بر جانِ من فرمان...

روی این قفل نوشتند دعا می‌خواهدمن سپردم به خودش؛ هرچه خدا می...

بی وفا خاطر شیرینتو بیمارم کردبی هدف رهروی اینکوچه و بازارم ...

عشـــق ...پرواز بلنـــدے ‌ستمرا پر بدهیـــدبہ من اندیشــہ ےا...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

هدیه به عزیزان آسمانی

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و پنجم: مراقبتِ سمی، طلوعِ کابو...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط