‍


او می زند بر ساز و من، مستِ تماشا می شوم
با هر سکوتش بی امان، غرقِ تمنا می شوم

سوزِ مرکب گردی اش، آتش به جانم می کشد
هر "گوشه" می گردد دلم، در "شور" پیدا میشوم

"افسوس.." می ماند به جان، "ای کاش.." میخشکد به لب
شعر از دلم سَر می رود ، در سینه غوغا میشوم

بر طبلِ جانم ای تپش، کمتر بکوب از هر طرف!
آهسته تر! آهسته تر! اینگونه رسوا می شوم


🍃 🌸 🌸 🍃
دیدگاه ها (۱)

او می زند بر ساز و من، مستِ تماشا می شومبا هر سکوتش بی امان،...

او می زند بر ساز و من، مستِ تماشا می شومبا هر سکوتش بی امان،...

او می زند بر ساز و من، مستِ تماشا می شومبا هر سکوتش بی امان،...

او می زند بر ساز و من، مستِ تماشا می شوم!با هر"سکوتش"بی امان...

💐 🍃 🌿 🌺 🌾 🌷 🍃 🌺 🍂 🌿 🍂 🌸 🌿 آمدی چشمی به چشمم دوختی ، ممنون...

عاشقانه

گاهی اگر یادم کنی، دل می دهم بر یاد توقلبم تورا میخواهد و سر...

گاهی اگر یادم کنی، دل می دهم بر یاد توقلبم تورا میخواهد و سر...

جان فدایت گر کنم آرام جانم می‌شوی؟کور شوم از هجر تو ، سوی نگ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط