گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت ! پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبـی هست و من مرتب نوک خود را پُر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ! گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبـی که تو می آوری بسیـار زیاد است ! و این آب فایده ندارد . گفت : شایـد نتـوانم آتش را خـامـوش کنـم ؛ اما آن هنگام که خـداونـد می پرسد : زمانـی که دوستت در آتش مـی سوخت تو چـه مـی کردی ؟ پاسـخ مـی دهـم : هـر آنچـه از مـن بـرمـی آمـد . التـماس دعـا
- ۳۴۹
- ۱۸ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط