{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

6:9 am

P¹
TAKEPARTY
KOOK
: باز که باختی جئون
چشم هاش و که به میز دوخته بود به مردک روبه رویش داد
_ یک بار دیگه
مرد خنده تمسخر آمیزی بهش کرد
: احمق همه چیپ هات و بردم دیگه چیزی برای شرط‌بندی نداری باچی میخوای بازی کنی؟ اصلا چطور شده به این فک افتادی من بعد از دو راند برد دوباره تن به بازی میدم
پوزخندی روی لب هاش نشست دست برد به جیبش و صد دلار بیرون آورد و محکم روی میز گذاشت. مرد عصبانی شد
: تو دیونه شدی مرتیکه.. نکنه مغز خر خوردی.. کدوم ابلهی روی صد دلار قمار میکنه
صد دلار دیگه ای از جیبش بیرون آورد و روی میز گذاشت و با چهره مصممی گفت
_ اگه تو ببری دویست دلار به همراه همه چیپ ها مال تو میشه ولی اگر من ببرم به من برگردونده میشن نظرت چیه؟
مردک متعجب از کار جونگکوک دهانش روی زمین بود. هیچکس یکجا روی دویست دلار شرط نمیبنده ولی این مبلغ گنده متحرک خوبی برای افتادن تو بازی برای مردک بود. اون فکر میکرد باید کاسه ای زیر نیم کاسه باشد ولی وقتی بازی پسر و زیر نظر گرفته بود دم از بی تجربگی میزد و حالا با وجود این مبلغ بزرگ روی میز کوچک شرط بندی دودل و مردد شده بود.
نگاهی به پول و چهره جونگکوک داد که خالی از احساس بود و درباره پیشنهاد پسر جوان اندیشید.
پوزخندی زد و گفت
: جهنم و ضرر یه بار دیگه بازی میکنیم
گوشه لب های جونگکوک لبخند مرموزی نشست که به سختی میشد دید. اونقدر خوشحال بود که شکار تو تله افتاده بود که از هیجان می‌تونست برای تمام افراد بار نوشیدنی بگیره ولی چهره اش که پنهانش کار دشواری بود برای مردم نمایان نکرد و به بازی مشغول شدن.
یکی از تماشاچیانی که روی سرشان برای دیدن بازی ایستاده بود کارت هارو بور زد و برای هر کدوم چهار کارت داد و چهار کارت دیگر و روی میز گذاشت.
طبق برد سری قبل مرد شروع کننده بود و بازی رو خیلی جدی با برداشتن کارت از روی میز شروع کرد. تمام مدت بازی، لبخند مرموز آشنایی روی کنج لب های جونگکوک نشسته بود اما بازهم با ناباوری بعد از چند دقیقه باخت!
مرد که حسابی سرخوش بود گفت
: پول هارو رد کن بیاد جئون
پول هارو به مرد واگذار کرد و سی صد دلار دیگری روی میز گذاشت.
: تو دیگه کی هستی جئون.. چرا همچین کاری می‌کنی اگه هعی همینطور پیش بریم همه چیزت و از دست میدی مرد
_ من فقط می‌خوام بازی کنم.. هستی؟
تردید مرد به یقین تبدیل شد و با لبخند. دندان نمایی طعنه آمیز گفت
: البته که بازی میکنم جئون البته! کی دست رد به سینه پول مفت میزنه
دیدگاه ها (۰)

پارت چهارم | قمارجئون جونگ‌کوککارت‌ها دوباره روی میز پخش شدن...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔ویو اِریااِریا پشت میز نشسته بود و به پ...

پارت هفتم: نامی روی تیغه. صبح هنوز نرسیده بود که جونگکوک روی...

کپشن ملکه های خوشگلم🙃💘عروسک من😈🔞پارت هفتاد و یک -به چی زل زد...

[چند پارتی]

🍷 شراب قرمزپارت ۳۴ — انتخابسه نفر داخل اتاق نشسته بودند.جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط