کوک رفتیم تو اتاق که هه مین گفت رو تو برگردون میخوام لب
کوک: رفتیم تو اتاق که هه مین گفت: رو تو برگردون میخوام لباسمو عوض کنم. گفتم باشه. ولی فضولیم گل کرده بود که برگردم بدنشو ببینم،هه مین:خب تموم شد میتونی برگردی. ویو کوک: هه مین یه لباس خواب خیلی باز با حریر های خیلی نازک پوشیده بود خیلی تحریک شده بودم منم اومدم لباسامو عوض کنم و بدون تینکه بهشم بگم برگرده بولیزمو دراوردم . هه مین: کووکک. کوک: هاا چی شده؟ هه مین: خب بگو داری لباستو درمیاری. کوک: من مشکلی ندارم خو. ویو هه مین: وایییی بدنش خیلی جذاب بود تحریک شده بودم چه سیکس پکای خفنی داره، یهو دیدم کوک داره خیلی بهم نزدیک میشه رفتم عقب و خوردم به دیوار که بعد لباشو کوبوند رو لبام محکم میک میزد قلبم تند تند میزد نفسم بند اومده بود خودشم نفس کم اورد و ازم جدا شد براید استایل بغلم کرد گذاشتتم رو تخت و روم خیمه زد لباسامو دراورد گفتم: کوک چیکار میکنی. کوک: هیسس هیچی نگو و اینکه کوک نه ددی. ویو کوک: بردمش سمت تخت روش خیمه زدم و لباساشو در اوردم کاملا لخت بود بدنش خیلی هات و جذاب و سکسی بود بهش گفتم: نوبت توعه لباسامو در بیاری. من: بهم گفت لباساشو درارم بولیز که نداشت دکمه
- ۱۴.۴k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط