{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌸 🌸

🌸 🌸
بچه که بودم ..
هیچکس حرفم را باور نداشت..
سر آخر..
جان مادرم را قسم میخوردم
تا باورشان شود..
آخر میدانی..
جان مادر به جانمان بند است..
حالا که تو باورم نداری ..
مجبورم بگویم ..
"به جان مادرم دوستت دارم"
دیگر..
باورش با خودت..
بهداد..
دیدگاه ها (۱)

🌸 🌸 تنها چیزی که به صورت تخصصی در زندگیم بهش تسلط دارم، انتخ...

تنهایی همــون آغـوشیه که وقت هایِ بی قراری، نَـــداری....بهد...

خیالم به خیالت پیچیدهبهداد...

🌸 🌸 👌 👇 یک "ایدزِ" جسمی داریم که در اثرِ رابطه های زیاد و ک...

چند پارتی جیمین.وقتی خیانت می‌کنه...حالا اروم تر شده بودم،یا...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت۴(the last par...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟒هردو در جایگاهشون ایستادن و حلقه هایی ...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:9مادرم با آرامش شروع به نوازش کردن من کرد.و با صد...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط