جونگ کوک ویو
جونگ کوک ویو
دیدم ا.ت داره با یکی حرف میزنه رفتم بالا سرش که متوجه من نشده دیدم همون پسرست
جونگ کوک: اهم خانم جئون ا.ت شوهرت داره میبینه ها(عصبی)
ا.ت: هااا چیزه میخوام .......
جونگ کوک:تو اتاق سریع(منحرف نشید)
ا.ت: گفتم که
جونگ کوک: یا میای یا با یه راه دیگه میبرمت
ا.ت ویو
باشه بابا اومدم رفتم دنبالش که کمر بندشو درآورد منو هول داد زمین یدونه بهم زد
جونگ کوک:اگر دفعه ی دیگه ببینم با این پسره چت میکنی یا حالا هرچی با کمر بند سیاه و کبودت میکنم فهمیدی( با داد)
ا.ت: باشه حالا نخوریمون( با کمی صدای بغض آلود)
تهیونگ: چیشده جریان چیه
ا.ت: هیچی
جونگ کوک:ات تو میتونی بری( با عصبانیت*
ا.ت: باشه ایش
دیدم ا.ت داره با یکی حرف میزنه رفتم بالا سرش که متوجه من نشده دیدم همون پسرست
جونگ کوک: اهم خانم جئون ا.ت شوهرت داره میبینه ها(عصبی)
ا.ت: هااا چیزه میخوام .......
جونگ کوک:تو اتاق سریع(منحرف نشید)
ا.ت: گفتم که
جونگ کوک: یا میای یا با یه راه دیگه میبرمت
ا.ت ویو
باشه بابا اومدم رفتم دنبالش که کمر بندشو درآورد منو هول داد زمین یدونه بهم زد
جونگ کوک:اگر دفعه ی دیگه ببینم با این پسره چت میکنی یا حالا هرچی با کمر بند سیاه و کبودت میکنم فهمیدی( با داد)
ا.ت: باشه حالا نخوریمون( با کمی صدای بغض آلود)
تهیونگ: چیشده جریان چیه
ا.ت: هیچی
جونگ کوک:ات تو میتونی بری( با عصبانیت*
ا.ت: باشه ایش
- ۸.۱k
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط