#درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی
وقتی قهرین و روی کاناپه میخوای بخوابی.....

ا/ت با اخم روی کاناپه نشست، پتو رو دور خودش پیچید و نگاهش رو به سقف دوخت (اینم بگم که کاناپه داخل اتاقِ)
بنگ چان:
چان به آرومی گفت:
_ظاهراً کاناپه رو خیلی دوست‌داری...ولی اونجا جای خواب تو نیست
بعد با مهربونی اما مصمم، دست ا/ت رو گرفت و خواست اونو بلند کنه که ا/ت خودش رو عقب کشید، ولی چان با یه نگاه کاری کرد که بدون حرف اضافه ا/ت همراهش بره روی تخت
☆☆
لینو:
_بیا اینجا بخواب
×نمیخوام...به من دستور نده
لینو با اخم گفت: می‌خوای لج کنی؟ باشه مشکلی نیست فقط خودت که میدونی جنس کاناپه از چرم هستش و وقتی روش میشینی یا میخوابی صدا میده پس جوری بخواب که مزاحم خوابم نشی
ا/ت لبخند تلخی زد و گفت:
×نترس مزاحم خوابت نمیشم ایشش
مینهو با لحنی نیمه جدی جواب داد:
_چون من نمی‌خوام شب به خاطر لج بازی تو بد خواب بشم
☆☆
چانگبین:
_خانوم کوچولو بیا اینجا روی کاناپه بدنت درد میگیره
×همینجا خوبه، من کنار کسی که باهاش قهرم نمیخوابم
چانگبین شونه‌ای بالا انداخت و گفت:_قهر؟ باشه...ولی اونجا محل خواب تو نیست
و بعد بلند شد و رفت سمت ا/ت و اونو براید بغل کرد، ا/ت سعی کرد مقاومت کنه، اما چانگبین زورش بیشتر بود
☆☆
هیونجین:
هیونجین خندید و با شیطنت، ا/ت رو بغل کرد و برد روی تخت، ا/ت سعی کرد خودشو عقب بکشه ولی هیونجین بهش لبخند زد و محکم تر بغلش کرد و گفت:
_راه فراری نداری
☆☆
هان:
_ا/ت لطفاً اذیت نکن عزیزم بیا اینجا
×گفتم نمیخوام یه حرفیو چندبار تکرار میکنی؟
_ایشش بد اخلاق....همونجا بخواب صبح بدن درد گرفتی میفهمی که نباید باهام لج کنی
ا/ت کوسن روی کاناپه رو برداشت و طرف هان پرت کرد و گفت:
×خفه شو
☆☆
فلیکس:
_نمیخوای بیا اینجا؟
ا/ت پشتش به فلیکس بود
×نه همینجا خوبه
فلیکس لبخندی زد و گفت:
_کاناپه خوبه...ولی تخت بهتره
بعد با مهربونی دست ا/ت رو گرفت و به سمت تخت برد و اونو به آرومی بغل کرد
☆☆
سونگمین:
_بیا اینجا...برای با آخرِ که دارم میگم
×برام ذره ای اهمیت نداره
سونگمین اخم کرد و گفت:
_می‌خوای ثابت کنی کی لجباز تره؟ خودت که میدونی من از تو لجباز ترم پس بیا اینجا ببینم
ا/ت با نیشخند گفت:
×من لجباز ترم
_اعتماد به نفس تورو کاکتوس داشت سالی سه بار هلو میداد...
×ههههه سدیم کلرید
_آخیییی دختر کوچولومون زورش اومده؟
×نخیرمم
_امیدوارم کابوس ببینی
×همچنین
☆☆
جونگین:
بدون هیچ حرفی رفت دست ا/ت رو گرفت و برد کنارش و اونو بغل کرد
×این باعث نمیشه باهات آشتی کنم
_باشه
END
دیدگاه ها (۵)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

پارت ۴

ادامه سناریو

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

پارت 2

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴۰ صبح آخرین روز مدرسه بود.حیاط خلوت‌ت...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

#چانمین part:4بعد چند مین برای تنفس از هم جدا شدن، هر دو نفس...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت۳منو برد تو اتاق بی صدا اشک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط