{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۹

پارت ۹
۲ روز بعد_ساعت ۴ و ۲۸ دقیقه صبح_یونگی:
ساعت چهار صبح بود و من هنوز بیدار بودم که پیامکی به موبایلم اومد.بازش کردم و با تصویری از جیمین که زخمی بود مواجه شدم.وقتی پیام رو دیدم عین برق گرفته ها از جام بلند شدم وسریعا به ادرسی که همراه عکس برام فرستاده شده بود رفتم.وقتی رسیدم اول خلع سلاحم کردن و بعد هم رفتم داخل.اولش هیشکی نبود ولی بعد از اینکه یکم تو محیط گشتم یکدفعه ضربه ی محکمی خورد تو سرم و افتادم.
دیدگاه ها (۷)

پارت ۸ساعت ۹ و ۳۳ دقیقه ی شب_یونگی:از کلاب برگشتم خونه که دی...

پارت ۷ساعت ۶ و ۲۰ دقیقه عصر_جیمین:ساکت مثل همیشه نشسته بودم ...

《پرنسس خونین در آتش سرنوشت : در میان ساختمان های بلند》 قسمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط