{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی"باختم"مسیر را "یافتم"در بزرگراه زندگی

وقتی"باختم"مسیر را "یافتم"در بزرگراه زندگی
همواره "راهت"، "راحت" نخواهد بود!
هر "چاله ای" "چاره ای" به من آموخت!
یادم آید روزی را که دوستی اینگونه پندم داد:
"دوباره" فکر کن، فرصت ها "دوبار" تکرار نمیشوند!
برای جلوگیری از "پس رفت"، "پس باید رفت"
دیدگاه ها (۲)

پسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان برای تولد 18 سالگیم چی کا...

ﻓﺮﺩﺍ ﯾﮏ ﺭﺍﺯ ﺍﺳﺖ ﻧﮕﺮﺍﻧﺶ ﻧﺒﺎﺵﺩﯾﺮﻭﺯ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺑﻮﺩ ﺣﺴﺮﺗﺶ ﺭﺍﻧﺨﻮﺭﻭ ...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chaoter : ²part : ⁵_ «ا.ت؟»+ «بله؟»_ «...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

فصل دومپارت بیست و یکم | حقیقتی که پنهان ماندلیانا نمی‌دانست...

اعتماد پارت|۱۹۰|

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

p6تهیونگ تمام مسیر تا بیمارستان را در سکوت گذراند. حرف‌های آ...

فصل دومپارت بیست و پنجم | حقیقتی که همه‌چیز را تغییر دادجنگک...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

مهمونی خطرناکپارت=7ویو ات:بعد از اینکه کوک بهم توضیح داد یکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط