{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر اگر عریان شوی، چون شاخه ای لرزان شوی

دیگر اگر عریان شوی، چون شاخه ای لرزان شوی
در اشکها غلطان شوی ، دیگر نمی خواهم ترا


گر باز همیارم شوی ، شمع شب تارم شوی
شادان ز دیدارم شوی ، دیگر نمی خواهم ترا


گر محرم رازم شوی ، بشکسته چون سازم شوی
تنها گل نازم شوی ، دیگر نمی خواهم ترا


گربازگردی از خطا ، دنبالم آیی هر کجا
ای سنگدل ، ای بیوفا ، دیگر نمی خواهم ترا

ابراهیم صهبا
دیدگاه ها (۵)

این مثنوی حدیث پریشانی من است بشنو که سوگنامه ویرانی من استا...

من به مردی وفا نمودم و او پشت ...

با پای دل قدم زدن آن هم كنار تو ...

نگاه کُن که غم درون دیده‌امچگونه قطره قطره آب می‌شودچگونه سا...

جواب ابراهیم صهبا:دیگر اگر عریان شوی ، چون شاخه ای لرزان شوی...

دیگر اگر عریان شوی ، چون شاخه ای لرزان شویدر اشکها غلتان شوی...

جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی : دیگر اگر عریان شوی ، چ...

این مناظره شعری با شعر ” آزار ” سیمین بهبهانی شروع می شود : ...

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

کردی آهنگ سفر اما پشیمان می‌شویچون به یاد آری پریشانم پریشان...

کردی آهنگ سفر اما پشیمان میشویچون به یاد آری پریشانم پریشان ...

کردی آهنگ سفر اما پشیمان میشویچون به یاد آری پریشانم پریشان ...

به پایت سر نهادم تا سر و سامان من باشی!براهت جان فدا کردم مگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط