{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتشفشان چشم ها ،هنگامی که فوران می کند به جای مواد مذاب ،

آتشفشان چشم ها ،هنگامی که فوران می کند به جای مواد مذاب ، اشک ها سرازیر می شود .چشم ها ، تنها آتشفشان هایی هستند که با تر شدنشان ، می سوزانند ... گاهی در خودم فرو میروم و آن موقع متوجه می شوم که از چاله تو درآمدم و به چاه خود افتادم . گاهی به ساعت خیره می شوم و با خودم می گویم ، زندگی قانون تکرار است ، اینجا به صورت مدام ، تکرارها تکرار می شود . شاید به همین علت است که سکوت سرشار از حرف است .. معنی غریبانه زیستن را من می دانم که در گذر ایام رقیب اصلی من ، خودم بوده ام .. تو راهت را برو ... من را من جا گذاشت نه کسی دیگر ."عصرسکوت"
دیدگاه ها (۲)

ﭘﯿﮑﺎ ﺑﺮﻩ ﺑﺎﻻ...ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﺍﻭﻧﺎﯾﯿﮑﻪ ﻗﺒﻼ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻟﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻧ...

اگر از پیشه ام بپرسیمیگویم دکه ای زده امدر چهار سوق خیابانی ...

باران عاشقـــــان را به یاد آرزو های محال می اندازدوای به حا...

گاهی ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﻬﻢ ﻧ...

تا سگ این آستانم یاامیرالمؤمنینلطف کن از در مَرانم یاامیرالم...

...چشم در راهـت نشستم تا شوم حیران تو بر قدم‌هایی که جان می‌...

#دیدار‌با‌سکوت...هوا سرد شده خوب خودت را بپوشان، سرما نخوری ...

یکی دو روزی بود که به جمع ساکنین ساختمان 42 اضافه شده بود؛مو...

عباس شبرو

علی عبدالرضایی

خلاصه: سارا روز عروسیش تصادف می کند و می میرد. او هیچ وقت زن...

فقط چند لحظه... شاید این اعترافها رو تا حالا نشنیده باشید ام...

✨ #مـنـو_بـہ_یـادت_بـیــار✍ مـریـم سـرخـه اے 🌹 قسـمـت شـشــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط