{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
می دانی دخترانه ترین تعبیرم از تو چه بود؟مثل ناخن ترک خورده ام می ماندی...دلم نمیخواست کوتاهت کنم.حیفم می آمد...طول کشید تا انقدر شده بودی...خیلی دوستت داشتم.
بودنت به من اعتماد به نفس میداد...
ولی آخر بی اجازه ی من...گیر کردی به جایی
و اشکم را در آوردی...تمام تنم تیر کشید.
دیشب ریشه ات را از ته زدم...برای همیشه..‼️
دیدگاه ها (۲)

دلم را تهدید کرده ام که اگر ...

ای فکراهای لعنتی احمقانه ام...این وقت شب بمن چه که او در خیا...

ﻫﻤﯿـــﺸﻪ ﺑــــﺎﯾﺪ ﺣﺮﻓـﺎﯼ ﺁﺩﻣـــﺎ ﺭﻭ ﺗـــﻮ ﺭﻭﺯﺍ ﺍﻭﻝ ﺿــــﺒــ...

یک روز،بل‌که پنجاه سالِ دیگرموهای نوه‌ات را نوازش می‌کنیدر ا...

قمار اخر

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

پارت ۳۱ ساعت هفت و پنجاه دقیقه‌ی شب...جونگ‌کوک جلوی خانه‌ی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط