{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(فقط قرار بود بردش باشی) part thirteen

(فقط قرار بود بردش باشی) part thirteen
تهیونگ گفت: میای امشب
ا.ت گفت: نه نمیشه
تهیونگ گفت: چرا عزیزم
به دروغ گفتم: که پریودم
تهیونگ گفت: واقعا عزیزم
ا.ت گفت: آره
تهیونگ گفت: دلت درد نمیکنه
ا.ت گفت: نه خوبم
تهیونگ گفت: چند روز دیگه باید صبر کنم
ا.ت گفت: هفت روز
تهیونگ گفت: یعنی روز اولته
ا.ت گفت: آره میخوام بخوابم اذیتم نکن
تهیونگ گفت: باشه بخواب گلم
از زبان تهیونگ
دیدم ا.ت داره زیر پتو گریه میکنه
تهیونگ گفت: چی شده گلم چرا داری گریه میکنی
ا.ت گفت:واقعیت داره
تهیونگ گفت:چی
ا.ت گفت: خیای منتظر موندم بهم بگی ولی نگفتی بس مجبورم خودم بگم
تهیونگ گفت: عزیزم منظورت چیه
ا.ت گفت:تو واقعا قبلا با لیا تا پای عروسی رفته بودین
تهیونگ گفت: چی کی اینو گفته
ا.ت گفت: پس واقعیت داره لیا خودش بهم گفت
تهیونگ گفت:تو اونجور که فکر میکنی نیست آره قرار بود به اجبار باهم ازدواج کنیم نه اون منو دوست داشت نه من اورو
ا.ت گفت: کی مجبورتون کرده بود
تهیونگ گفت: پدرم و پدرش
ا.ت گفت: لیا اومد گفت چند روز دیگه دوباره قراره ازدواج کنید راست میگه یا نه
تهیونگ گفت: نه عزیزم گفتم که ما از هم خوشمون نمیاد
ا.ت گفت: تو از کجا میدونی او دوست نداره
تهیونگ گفت: نمیدونم فقط اینو بدون که من حاضر نیستم تورو ول کنم برم با لیا
ا.ت گفت: میتونی بغلم کنی
تهیونگ گفت: اذیت نمیشی
ا.ت گفت:چرا اذیت بشم
تهیونگ گفت:چون پریودی
ا.ت گفت:دروغ دادم پریود نیستم
تهیونگ گفت: چرا بهم دروغ گفتی
ا.ت گفت: چون حوصله نداشتم
تهیونگ گفت: دیگه بهم واقعیت بگو اگه بفهمم دروغ گفتی بخدا ناراحت میشم
ا.ت گفت: باشه ببخشید
دیدگاه ها (۶)

(فقط یه آرمی بودی)پارت ۱۰م:خب چیها.ت:یکی از اعضا بهم گفت ازم...

(فقط قرار بود بردش باشی) part forteenصبحبلند شدیم رفتیم پایی...

(فقط یه آرمی بودی) پارت ۹شبرفتم خونه کوک دم در زدمکوک:کیها.ت...

(فقط قرار بود بردش باشی) part twelveتهیونگ گفت: پس چرا عزیزم...

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

خون آشام پنهان ۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط