{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به درجه ای از تنهایی رسیدم که خودم به خودم زنگ میزنم، می

به درجه ای از تنهایی رسیدم که خودم به خودم زنگ میزنم، می بینم اشغاله
فحش میدم و قطع میکنم ...









تازه من خوبم!

یه رفیق دارم، دوتا خط داره، با خودش اس بازی میکنه
یه بار خودش به خودش گفت: عزیزم رسیدی خبر بده ...
بعد یادش رفت خبر بده، تا صبح از نگرانی خوابش نبرده !!!
به نظرتون بیمه خدمات درمانی بهمون تعلق میگیره ؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

Part ⁸+ جواب دادم صدای یه زن نا آشنا بود +بله بفرمایید ........

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

چند پارتی کوکپارت ²سیاهی مطلق تقریبا بعد از ۲۰ دقیقه کوکی ، ...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

[•] عمارت عشق [•] part: 9چویا سرشو به سینه ی دازای فشار مید...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

I'm not jealous part 57خواست چیزی بگه که یهو گوشیش زنگ خورد ...

وقتی یه ام‌وی،دلیل شروع احساساتتون بود...¹۱۲ ساله ارمی هستی....

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۰ویو لیاـچند لحظ...

#رد_خون_و_بوسه19راوی:لارا صبح رفت عمارت تهیونگ برای ثابت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط