{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدای من

خدای من
کمی پایین‌بیاو روی این نیمکت
کنارم بشین

کمی دستم را بگیر

کمی شانه هایم را بفشار

کمی از گریه هایم را تماشا کن

میدانی ،،،عجیب گرفته ام اصلا بیا
رهایم کن
دیدگاه ها (۱)

❤❤❤❤❤ نیاز مندیم ب یک مخاطبه آدمنخواستیم خاص باشهآدم باشه کا...

❤❤❤❤❤ گاهی اوقات بی قانونیعجیب بیداد میکند در عاشقییکی دور م...

میدونی بیشتر از تمام شدن یک رابطهسرد شدنهای یکهویی و بی دلیل...

من برای دخترم آرزوی خوشبختی میکنممادرم هم برای من آرزوی خوشب...

وقتی یوکی بالاخره از دنیای شیاطین بیرون آمد، هنوز گوش‌های گر...

عاشقانه های شبنم

سکوت پیستPart:⁹⁹با این حرفم برق خاصی توی چشمای جونگ کوک نمای...

عاشقانه های شبنم

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

part : 38chapter : 2نمیخواستم حالشو بدتر کنم+ چرا اونجا وایس...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 166♡⁠。⁠)⁩حتي اگ...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_34با دیدن من اخمی بین ابرو ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط