{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه_تیره🌑

ماه_تیره🌑
Part: 67
_ مهربون نبود نابود شدم

گریه هام بند نمی امد اونم همین طوری اشک میریخت

کاش دستی که باهاش به این دختر سیلی زدم بشکنه
کاش بمیرم ولی گریه هاشو نبینم

_ دروغ گفته بود مامانی

مامانی؟؟ این مامانت نتونست کاری بکنه برات دختررر

این مامانت بی مصرفه چرا مامانی صداش میکنی؟؟

یه دفعه یهویی ساکت شد
پاهاش رو تو خودش جمع کرد

به عقب نگاه کردم جونگکوک بود
یعنی انقدر ازش میترسید؟؟

به دستو پاش افتادم
التماس کردم


+اقا تروخدا کاریش نداشته باشین

نفس عمیقی کشید
~بتی میتونی تنهامون بزاری؟ نترس فعلا کاریش ندارم


هرچی بود ولی حداقل به حرفاش عمل میکرد
میدونستم اگه نه بگم وضع بدتره

بلند شدم که یهو....


༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
دیدگاه ها (۰)

وقتی بچتون گم میشه P²گوشی رو قطع کرد همینجوری گریه می‌کردم ص...

دوپارتی درخواستی

پارت²/اخر

پارت : ۳۰ $که یهو حالش بعد شد و تو بغل یوری از حال رفت و غش ...

• Wild rose cabaret •#part218#panizبا صدای گریه دلا بیدار شد...

رمان فیک‹اگر نبودی›💜🌙پارت¹⁰¹⊱⋅ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ⋅⊰خستم..خیل...

فک کردم سپهره همین که درو باز کردم یزدانو توی چهار چوب در دی...

#رمان_ماهک #پارت_1آرش✍ : ️خیلی ترسیده بود دستای یخ زده شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط