{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدن

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند ...
همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت: یک لاک پشت حسود ...

او یک نامه به هزارپا نوشت:
ای هزارپای بی نظیر!
من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شما هستم و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید ...
آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟
در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت ...

هزارپا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟ و بعد از آن کدام پا را؟
متاسفانه هزارپا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد ...

سخنان بیهوده دیگران از روی بدخواهی و حسادت، می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده و مانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود ...
دیدگاه ها (۲۱)

P : 9

🖤 مافیای منقسمت یازدهم | حقیقتی که نباید می‌فهمیدات تمام روز...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

داستان عاشقانه جدید

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

وصیت نامه شهید سجاد زبرجدی:سلام علیکم و رحمه الله#خداوند منا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط