{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوتا دختر داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن اول

دوتا دختر داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن اولی میگف من انقد لاغر بودم ک وقتی میرفتم حموم مامانم با ی چیزی میپوشوند رو راه آب حموم ک نیوفتم توش اون یکی میگه این ک چیزی نیس من ی بار آلبالو رو با هستش خوردم همه میگفتن چند ماهه حامله ای؟
دیدگاه ها (۲)

زن :امشب شام نداریم!!مرد :حداقل میشه بگی چرا؟زن :خودت بهتر م...

ایران دومین مصرف کننده دخانیات در جهان !!.......بچه ها همت ک...

بچه: چرا عروس لباس سفید میپوشه؟مامان: چون بـهـتـرین خاطره زن...

دختره با دوست پسرش تو خونه بود یهو داداشش وارد میشه . پسره ا...

فیک جدیییید...نخونی از دستش دادیاسم : هویت پنهانپارت ۱بازم ص...

My lovely neighbor part : 42

دوتا دختر داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن اولی م...

دوتادخترداشتن باخاطرات لاغریشون افه میومدن اولی میگفت :من ای...

دوتادخترداشتن باخاطرات لاغریشون افه میومدن اولی میگفت :من ای...

#طنز😂 گفتگوی بین دوتا دختر لاغر آبودانی:اولی: من انقد لاغرم ...

درد و دل دو تا دختر لاغر :اولی : من آنقد لاغرم که میرم حموم ...

یه روز دوتا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط