{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره با دوست پسرش تو خونه بود یهو داداشش وارد میشه . پسر

دختره با دوست پسرش تو خونه بود یهو داداشش وارد میشه . پسره از ترس داداشه میره پشت مبل. داداشه در حال چای خوردن بود که یدفعه پسره از پنجره فرار میکنه. داداشه میگه این کی بود در رفت؟ زنه میگه : این خستگیت بود در رفت. . . . . . . . . . عجب چاییه چای محسن !!!!
دیدگاه ها (۲)

بچه: چرا عروس لباس سفید میپوشه؟مامان: چون بـهـتـرین خاطره زن...

دوتا دختر داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن اولی م...

ﺩﺧﺘﺮ : ﺧﻔﻪ ﺷﻮ ﺑﻲ ﺷﻌﻮﺭ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﺎﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻥﭘﺴﺮ : ﭼﺮﺍ ﻣﻦ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﻱ ...

یجوری درباره دونه های انار میگن : بانظم وترتیب یکجا نشستن! ا...

#pain#P⁹⁰#Season²در طول مسیر که توی هواپیما بود مثل دفعه ی ق...

۳پارتی تهیونگ و ات درخواستی و یو ات :سلام من _____ هستم و ۲...

هیتر هایی که مارا به هم وابسته کردن پارت ۴

هار هار هار بعدیشوم ساختوم

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

the hardeat way ۸

درسته...اعضای بانتن بودن..که خانواده بی گناه ا.ت رو کشته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط