{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امام رئوفم!

امام رئوفم!
این بار که بیایم حرمت،
می‌خواهم خودم را
به گمشده‌های حرم بسپارم.

من خیلی وقت است که
در هرج و مرج روزمرگی‌هایم گم شده‌ام.

می‌شود بین گمشده‌ها اسمم را اعلام کنی؟

می‌شود بین این شلوغی‌ها،
تو پیدایم کنی و دستم را
در دست "پدرم" (عجل الله فرجه) بگذاری؟!
دیدگاه ها (۰)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

ماجرای بابا...بابای من معده‌ی حساسی داره؛از اون معده‌هایی که...

فاصله یک لبخند تا جنون

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط