{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمامِ روز نشستم ، کنارِ خاطره ها

تمامِ روز نشستم ، کنارِ خاطره ها
مگر به یادِ تو شویَم ، غبارِ خاطره ها

تو بودی و من و آن شب ، در اولین دیدار
شبی که نقش بسته به دیوارِ خاطره ها

هنوز می وزد از دوردست آن همه عشق
نسیمِ عطرِ تو از لاله زارِ خاطره ها

خوشم به وسوسه ای با خیالِ خود در خواب
من و همین گذر از یادگار خاطره ها

خزان رسیده و من دل نکنده ام از تو
جوانه می زند دل من در بهار خاطره ها...
دیدگاه ها (۲)

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

فراتر از خویش

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط