{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نهمممنونم از حمایت هاتونم پدرمو در اوردید

(پارت نهم)(ممنونم از حمایت هاتونم پدرمو در اوردید)
کوک ات رو بغل کردو بردش تو اتاق  و کنار ات دراز کشید و گردن ات رو بوسید)(پرش صبح)
(همه بیدار شده بود و داشتن صبحانه میخوردن)
ات: ددی باور کنید من با هیچ پسری حرف نزدم(بغض بی جون)
ته:  این عکس چیه ها
ات: ه.. ها نه نه من نی.. نیستم باور کنید این من نیستم(شک بغض)
کوک: خفه شو ات دیگه نمیخام صداتو بشنوم
جیمین: اوم ما دیگه بهت علاقه ای نداریم
(هر ستاشون بلند شدن و رفتن)
ات: نـ... نه باور کنید اینجوری نیست(افتاد رو زانوهاش و گریه کرد)
(جیمین. کوک. ته هم رفتن سر کار)
(پرش شب)
ات: اونا همیشه دو این ساعت میومدن  اه چجوری اخه اون عکس فتوشاپه من تو اون عکس نیستم
حالا چیکار کنم
(ات بلند شد رفت توی اشپزخونه وشروع کرد کوکی درست کردن کوکی هارو گذاشت توی فر  و زمان داد رفت و شیر رو گرم کرد  و  کوکی هارو گذاشت رو میز یه چیزی هم گذاشت روش که گرم بمونه و شیر رو هم گذاشت رو میز  ورفت بالا تو اتاقش و شروع کرد به درست کردن ناخن هاش بعد از تموم شدن درست کردن ناخوناش صدای در رو شنید و بدو بدو رفت پایین جیمین کوک ته هیچ کدومشون حتی به ات نگاه هم نکردن
ات: سلام
_:...........
ویو ات
(شرایط این پارت 35تالایک یکم خستگیم در بره)
دیدگاه ها (۵۶)

(پارت دهمم) خیلی عصبانی بودن ته با دستش زد  و همه ی کوکی هار...

(یازدهم) کوک رفت)(ات یکم با خودش کلنجار رفت و بلاخره خوابش ب...

(پارت هشتم) جیمین:  خوبی عزیزمات:(سرفه کرد و رنگش مثل مرده ه...

(و اما پارت هفتم) جیمین: ولی برای هر سه تامونم مثل بچه میمون...

شوگا یک نگاهی به برگه ها کرد گفتشوگا. راحت میشه باطل کرد شکا...

کوتوله دوست داشتنی من پارت 5.

p20که یورا یه سیلی محکم به ات زد که ات پرت شد ات:مگه مرض دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط