{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازپشت پنجره خانه مان یواشکی بیرون را نگاه میکنم

ازپشت پنجره خانه مان یواشکی بیرون را نگاه میکنم

کت شلواری های که در خلوت کوچه با سنگ

ریزها بازی میکنند مادری برای خنداندن فرزندش

شکلک در می اورد و پیرمردی که زیرچشمی به دختری

مینگرد...

چقدر دنیا زیباست از پشت پنجره خانه مان

بدون نقاب

بدون ریا
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

ازپشت پنجره خانه مان یواشکی بیرون را نگاه میکنمکت شلواری های...

من نمیتوانم به ساز همه برقصم برای همین است همه میگویند آدم ب...

زبان مادری ام کوردی است... با همه ی زخم های یک کارگر فصلی ...

ما ماندیم و دلی که برای قدیم ها پر میکشد.. قدیم‌ها بود و مدر...

‍ ‍🖐 السلامُ علیکَ یا سلطان🖐 زائری در قطار ، بین مسیریا رضا...

#داستانک: جشن تولد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط