رمان:من ارباب توعم
رمان:من ارباب توعم
part40
ارسلان:بازم ببخشید
دیانا:درمورد؟
ارسلان:زدمت
دیانا:دورتبگردم فراموشش کن خببب؟
ارسلان:نمیتونم دیانا
دیانا:ارسلان ببین فراموشش کن دیگه گذشت قربونت برم
ارسلان:خدانکنه قربونم بری ولی خب نباید میزدمت
دیانا:تقصیر خدم بود لجبازی کردم و از حرص تو با متین رفتم بیرون
ارسلان:دیگه همچین کاری رو با من نکن باشه؟؟ میدونی که روت حساسم
دیانا:چشم عشگم
ارسلان:اخخخخ بیا من بوست کنمم دلم قنج رفت😂
دیانا:نخیررر وسط رانندگییییییییی
ارسلان:راستی دیانا فردا باید بریم خرید
دیانا:چراا؟
ارسلان:بنظرت چرااا؟
دیانا:چرااااا؟
ارسلان:سوپرایزز
دیانا:باجههه😂
ارسلان!
ارسلان:جانمم؟
دیانا:چرا همش سوپرایز داری واسممم؟
ارسلان:چون دلم میقاد😂
دیانا:اوکییی😂😂
و رسیدیم خونه
ارسلان:فداتشم بیا برو تو اتاق لباس برام بیار برم اتاق نیکا لباسمو عوض کنم
دیانا:باشه
ارسلان:مرسیی
دیانا:🤍
ارسلان:لباسامو عوض کردم و همزمان با دیانا اومدم بیرون
دیانا:خب ارسی بریم پایین
ارسلان:دیاناا
دیانا:جانمم؟
ارسلان:برو ببین نیکا اینا چیزی داخل یخچالشون نیس😂
دیانا:باشه شکمو😂🙂
ارسلان:من شکموعمم؟
دیانا:اره
ارسلان:فرار کن عزیزدلم😔😂
دیانا:الفرار
ارسلان:دور مبل میچرخیدیم و دیانا جیغ میزد
دیانا:جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
ارسلان:یهو پریدم و بغلش کردم
جوجه کجااا؟
دیانا:تو بغل تو
ارسلان:فداتبشم من اخههه جوجههههه
دیانا:من که جوجه نیستم
ارسلان:پس چی هستی؟
دیانا:جغددد😂🦉
ارسلان: تو کی جغد شدی من نفهمیدم؟😂
دیانا:نمیدونم چرا نفهمیدی😂
ارسلان:من نفهمم😂
دیانا:نه باباااا
ارسلان:به جون توو
دیانا:از چه لحاظ
ارسلان:از لحاظ زدن تو
دیانا:ارسلان دیگه راجبش حرف نزن باشه🙂
ارسلان:دیانا من پشیمونم نباید میزدم..
دیانا:دستمو رو لبش گذاشتم و بش گفتم دیگه راجبش حرف نزن اذیت میشم
ارسلان:.....
جیخخخخخخخ
part40
ارسلان:بازم ببخشید
دیانا:درمورد؟
ارسلان:زدمت
دیانا:دورتبگردم فراموشش کن خببب؟
ارسلان:نمیتونم دیانا
دیانا:ارسلان ببین فراموشش کن دیگه گذشت قربونت برم
ارسلان:خدانکنه قربونم بری ولی خب نباید میزدمت
دیانا:تقصیر خدم بود لجبازی کردم و از حرص تو با متین رفتم بیرون
ارسلان:دیگه همچین کاری رو با من نکن باشه؟؟ میدونی که روت حساسم
دیانا:چشم عشگم
ارسلان:اخخخخ بیا من بوست کنمم دلم قنج رفت😂
دیانا:نخیررر وسط رانندگییییییییی
ارسلان:راستی دیانا فردا باید بریم خرید
دیانا:چراا؟
ارسلان:بنظرت چرااا؟
دیانا:چرااااا؟
ارسلان:سوپرایزز
دیانا:باجههه😂
ارسلان!
ارسلان:جانمم؟
دیانا:چرا همش سوپرایز داری واسممم؟
ارسلان:چون دلم میقاد😂
دیانا:اوکییی😂😂
و رسیدیم خونه
ارسلان:فداتشم بیا برو تو اتاق لباس برام بیار برم اتاق نیکا لباسمو عوض کنم
دیانا:باشه
ارسلان:مرسیی
دیانا:🤍
ارسلان:لباسامو عوض کردم و همزمان با دیانا اومدم بیرون
دیانا:خب ارسی بریم پایین
ارسلان:دیاناا
دیانا:جانمم؟
ارسلان:برو ببین نیکا اینا چیزی داخل یخچالشون نیس😂
دیانا:باشه شکمو😂🙂
ارسلان:من شکموعمم؟
دیانا:اره
ارسلان:فرار کن عزیزدلم😔😂
دیانا:الفرار
ارسلان:دور مبل میچرخیدیم و دیانا جیغ میزد
دیانا:جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
ارسلان:یهو پریدم و بغلش کردم
جوجه کجااا؟
دیانا:تو بغل تو
ارسلان:فداتبشم من اخههه جوجههههه
دیانا:من که جوجه نیستم
ارسلان:پس چی هستی؟
دیانا:جغددد😂🦉
ارسلان: تو کی جغد شدی من نفهمیدم؟😂
دیانا:نمیدونم چرا نفهمیدی😂
ارسلان:من نفهمم😂
دیانا:نه باباااا
ارسلان:به جون توو
دیانا:از چه لحاظ
ارسلان:از لحاظ زدن تو
دیانا:ارسلان دیگه راجبش حرف نزن باشه🙂
ارسلان:دیانا من پشیمونم نباید میزدم..
دیانا:دستمو رو لبش گذاشتم و بش گفتم دیگه راجبش حرف نزن اذیت میشم
ارسلان:.....
جیخخخخخخخ
۱.۴k
۲۰ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.