عشق و جنایت
عشق و جنایت
part:¹²
یونهی ویو
رفتم اماده شدم یه لباس گرانچ دارک پوشیدم و یه تینت زدم یه ریمل و خط چشم
عطرمو زدم و رفتم کفاشمو پوشیدم
نشستم پشت فرمون و ماشینو روشن کردم
رفتم سمت مکانی که گفته بود بعد ۱۰ مین رسیدم
خب ۵ مین زودتر رسیدم
پیاده شدم و رفتم سمت مطب
وارد شدم
+ببخشید من یه ساعت پیش تماس گرفتم و اقای کیم گفتن الان بیام
/او بفرمایید داخل
اونجا کسی نبود تو اون ساعت اخه ساعت یکه
اتاق اقای کیمو بهم نشون داد
در زدم
=بفرمایید
+میتونم بیام تو
=بله حتما بفرمایید
+ممنون
=خب بیا از همینجا باهم راحت باشیم و همه چیو بهم بگو
+باشه ولی یه راز هس که بهت میگم ولی اگه به کسی بگی دخلت اومده
=من مشاورتم کسی نیستم که به همه بگم کیی
+خیلی ممنون
(کل داستانو تعریف کرد)خب من اختلال دو قطبی دارم یکی یه ادم مهربون و صافت و کیوته و دکتره ولی اون یکی یعنی شخصیت فعلیم خب یه مافیای دارک و خشن که مردمو میکشه یعنی بهتر بگم معروف ترین مافیا منم
=اممم پشمام تاحالا همچین بیماری نداشتم
+حالا داری باید چی کار کنم کدوم شخصیتم درسته من تعادل میخوام
=خب ببین باید چندوقت رفتاراتو ببینم تا بفهمم کدوم شخصیتت اوکیه یسوال
+باشه سوالت چیه
=ام تا الان عاشق شدی یا عاشقی
+خب اره
=کیه
+مطمئنی میخوای بدونی
=اره شاید با وجود اون بتونم کمکت کنم
+خب ببین یکی از دوستات و هم خونته
=ن
+اره
=ن
+اره
=تو عاشق کسی شدی که از یه شخصیتت متنفره و انگار عاشق کیوته شده اره؟
+اره الان دیگه نمیدونم باید چی کار کنم
=هعی بنظرم .... نه هیچی نمیدونم
+(بغض)حالا من باید با این وضع زندگی چیکار کنم ها؟؟
part:¹²
یونهی ویو
رفتم اماده شدم یه لباس گرانچ دارک پوشیدم و یه تینت زدم یه ریمل و خط چشم
عطرمو زدم و رفتم کفاشمو پوشیدم
نشستم پشت فرمون و ماشینو روشن کردم
رفتم سمت مکانی که گفته بود بعد ۱۰ مین رسیدم
خب ۵ مین زودتر رسیدم
پیاده شدم و رفتم سمت مطب
وارد شدم
+ببخشید من یه ساعت پیش تماس گرفتم و اقای کیم گفتن الان بیام
/او بفرمایید داخل
اونجا کسی نبود تو اون ساعت اخه ساعت یکه
اتاق اقای کیمو بهم نشون داد
در زدم
=بفرمایید
+میتونم بیام تو
=بله حتما بفرمایید
+ممنون
=خب بیا از همینجا باهم راحت باشیم و همه چیو بهم بگو
+باشه ولی یه راز هس که بهت میگم ولی اگه به کسی بگی دخلت اومده
=من مشاورتم کسی نیستم که به همه بگم کیی
+خیلی ممنون
(کل داستانو تعریف کرد)خب من اختلال دو قطبی دارم یکی یه ادم مهربون و صافت و کیوته و دکتره ولی اون یکی یعنی شخصیت فعلیم خب یه مافیای دارک و خشن که مردمو میکشه یعنی بهتر بگم معروف ترین مافیا منم
=اممم پشمام تاحالا همچین بیماری نداشتم
+حالا داری باید چی کار کنم کدوم شخصیتم درسته من تعادل میخوام
=خب ببین باید چندوقت رفتاراتو ببینم تا بفهمم کدوم شخصیتت اوکیه یسوال
+باشه سوالت چیه
=ام تا الان عاشق شدی یا عاشقی
+خب اره
=کیه
+مطمئنی میخوای بدونی
=اره شاید با وجود اون بتونم کمکت کنم
+خب ببین یکی از دوستات و هم خونته
=ن
+اره
=ن
+اره
=تو عاشق کسی شدی که از یه شخصیتت متنفره و انگار عاشق کیوته شده اره؟
+اره الان دیگه نمیدونم باید چی کار کنم
=هعی بنظرم .... نه هیچی نمیدونم
+(بغض)حالا من باید با این وضع زندگی چیکار کنم ها؟؟
- ۷.۹k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط