{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دامنم را نِگهِ قوی تو دریا می‎ کرد

دامنم را نِگهِ قوی تو دریا می‎ کرد
وقتی از ساحل ِ بدرود تماشا می‎ کرد

خانگی بود دل و وسوسه‎ ی کوچ نداشت
ماکیان را تبِ قشلاقِ تو دُرنا می‎ کرد

استوایِ نگه! آن ظهر پُر از مِهر ِ مرا
اُفق ِ قطبی ِ چشمانِ تو یلدا می‎ کرد

رفت ایّام خوشی ‎ها که در آن کودکِ دل
توی گهواره‎ ی دستانِ تو لالا می ‎کرد

نوترین شعر ِ من از دفتر ِ آغوش تو بود
رودکی را غزلِ چشم ِ تو نیما می‎ کرد

هر پگاهان که بر این دامنه می ‎روییدی
آفرین بود که بر قدِّ تو اَفرا می‎ کرد

حیف! در کوچه‎ ی آغوش ِ تو گُم می‎ کردم
آن چه را دل به‎ رهِ عشق تو پیدا می‎ کرد
دیدگاه ها (۵)

عشق اونیه که تو آسمون دلت بهترین ستاره تو به نام اون می کنی ...

کاش ! قلبم درد تنهایی نداشت ، سینه ام هرگز پریشانی نداشت. ...

شنیده ام که به غربت دلت قرار ندارد شگفت نیست غم آن کسی که یا...

در عکس چشمان تو خواب های من پیداست در شبیه پوست من شب ها ...

فراتر از خویش

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

when silence became a scream p30

p4

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

p9

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط