p

p15

(بعد ۳۰مین رسیدن مرکز خرید)

_دوس داری اول کدوم بخش از مرکز خرید بریم ؟
+بریم بخش لباسا
_اوک

ویو ات

با کوک رفتیم تو یه مغازه ای که خیلی لباساش قشنگ بود...کوک برام لباس انتخاب میکرد و میگفت باید همشونو پرو کنی...واییی خیلی خسته بودم
+کوک جان من بس کن دیگه خسته شدم
_نه ات هنوز باید کلی لباس دیگه انتخاب کنی
+ای خداااا
_قر نزن بیا
+هوففف باشه
( کوک رفت اون طرف مغازه تا لباسای دیگه ای برا ات پیدا کنه... تو این فاصله چشم ات به ی لباس مردونه خیلی شیک خورد)
+کوک بیا این لباس و بپوش فک میکنم بهت بیاد
_چی واسم لباس انتخاب کردی ؟ ( ذوق تو چشماش معلوم بود )
+اره بدو بپوش
_چشمممم ( خنده)

( خلاصه بعد از اینکه کلی لباس و چیزای دیگه خریدن از مغازه اومدن بیرون )

+کوک واقعا نیازی نبود انقد خرج کنی
_این چه حرفیه بابا من شوهرتم باید برات خرج کنم
+ممنونم
_خواهش
(رفتن تو ماشین)
_خب الان کجا بریم
+این دفعه نوبت تو عه که بگی
_باشه ...شهر بازی چطوره ؟
+عالیه بریم

............
دیدگاه ها (۱)

p16ویو ات رسیدیم شهر بازی...با کوک رفتیم چندتا وسایل سوار شد...

p17ویو کوک صب از خواب پاشدم و کارای لازم رو انجام دادم رفتم ...

p14ویو کوک صب از خواب پاشدم و کارای لازم رو انجام دادم... صب...

p13ویو اتوایی بلاخره اون مهمونی تموم شد....کوک دقیقاً چش شده...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۳۰

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۳۸

#سناریو وقتی: جلوشون لباس عروس میپوشیمچان: بسته خجالت بکش بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط