{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگـَـــرد..

برگـَـــرد..

یادتـــــ ــ ـ را جا گذاشتــــ ـــ ـی..

نمی خواهم عُــمری به این امید باشَـــ ـــ ـم

که برای بُردنَش بر می گردی ..
دیدگاه ها (۱۴)

تو شبیه دیگران نیستیدیگران حرف می‌زنندراه می‌روندنفس می‌کشند...

بیهوده نه از زیاد و کم حرف زدیمنه لحظه ای از شادی و غم حرف ز...

هرچه میروم ، نمیرسم ! گاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم ، ک...

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهدتمام بند بند استخوانم گ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو را می خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سال...

✈️ چند روز بیشترپارت ۳ لیا با گریه گفت:ـ من نمی‌خوام برم.نام...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۱شب، وقتی به فرودگاه رسیدن، خانواده‌ی ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۰عصر، دوباره به کنار رودخونه رفتن.همون...

پارت ۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم.سوفیا بود.ـ ...

برای امروزچیزی جز خیر نمی‌خواهم...نه برای خودمنه برای شمانه ...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وسوم 𓆪ات با تعجب به جیمین نگ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط