{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی بام خانه ام مهتاب می بارد بیا

روی بام خانه ام مهتاب می بارد بیا
آسمان امشب بساط عاشقی دارد بیا

بید سحر آمیز مجنون حیاط خانه ام
روی پشت شاپرک انگور می کارد بیا

بیقراری های دل در جشن رقص صاعقه
از سر دل ، از دل ما دست بردارد بیا

چادری همرنگ شب بر دوش سر مستی بزن
باز اگر بند تعصب نیز بگذارد بیا

امشب اینجا ماه را هم نامزد کردم برقص
تا اجل بر گردنم انگشت نفشارد بیا

حلقۀ خورشید بر انگشت سردم می کنم
کهکشان افسار دست عشق بسپارد بیا
دیدگاه ها (۱۰)

خوش به حال بادگونه هایت را لمس می کندو هیچ کس از او نمی پرسد...

دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی ستتو مرا باز رساندی به یقین...

ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بودمانند غزل های خودم، یارِ دل...

اولین بودی وتااخرگرفتارتواماخرین هستی وازاول وفادارتوامبودنت...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۵۷ ✦«خانه‌ای به اسمِ آرامش» شش ماه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط