پارت۳ گوجو
پارت۳ گوجو
پایان فلش بک*
مکان تو یه جایی که نیمکت داره*
گوجو و ایتا دوری و ات روی نیمکت نشستند گوجو انگشت سوکونا رو داد به یوجی
ات:یوجی این کارو نکن به حرف این احمق گوش نده
گوجو:احمق تویی که نمیفهمی یوجی بخورش
ات:یوجی نخور
[ات با عصبانیت گوجو با خنده]
گوجو:یوجی بخور
ات:یوجی نخور
گوجو:یوجی بخو....
ات زد تو گوش گوجو اما نخورد و دست ات درد گرفت
ات:گوجوی خر...دستمم
گوجو:تقصیر خودته
ات فشاری تر شد و بله بعد چند ساعت یوجی اینو خورد<انگشتو>
و تبدیل به سوکونا شد و خب اینجا سوکونا حمله میکرد گوجو جا خالی میداد سوکونا حمله میکرد گوجو جاخالی میداد[سوکونا از اندام و صورت ات خوشش اومد اما عاشق نه فقط به عنوان اسباب بازی ]
بعد سوکونا تبدیل به یوجی شد
گوجو:خب بریم
ات ویوجی رفتن سمت مدرسه جوجوتسو
شب*
ات خوابید صبح پاشد یونیفرم مدرسه رو پوشید(مدل یونیفرم یه دامن کوتا و یقه لباسش بزرگ نیست و به گردنش چسبیده اما نه خیلی و استین هاشم پایینش گشاده موهاش سفیده و چشماش ابیه مثل گوجو موهاش بلنه و چتری)
ات رفت پیش بقیه معلم ها معلم ها با تعجب بهش نگاه میکردن
ات:چی شده
اوتاهیمه:گردنت کبوده
ات:حتمی خورده به یه چیزی
می می :بنظر یه چیز دیگه میاد
ات:اینه دارین
می می:آره بیا
ات تعجب کرد دکمه های بالای لباسش رو باز کرد*نکته مثل همه یه لباس سفید زیرش داره*
ات دید که کل گردنش کیس مارکه
ات:چ-چی شده.......بخدا من کاری نکردم
گوجو:دیشب چیزی نخوردی <پوز خند>
ات:نه
پایان فلش بک*
مکان تو یه جایی که نیمکت داره*
گوجو و ایتا دوری و ات روی نیمکت نشستند گوجو انگشت سوکونا رو داد به یوجی
ات:یوجی این کارو نکن به حرف این احمق گوش نده
گوجو:احمق تویی که نمیفهمی یوجی بخورش
ات:یوجی نخور
[ات با عصبانیت گوجو با خنده]
گوجو:یوجی بخور
ات:یوجی نخور
گوجو:یوجی بخو....
ات زد تو گوش گوجو اما نخورد و دست ات درد گرفت
ات:گوجوی خر...دستمم
گوجو:تقصیر خودته
ات فشاری تر شد و بله بعد چند ساعت یوجی اینو خورد<انگشتو>
و تبدیل به سوکونا شد و خب اینجا سوکونا حمله میکرد گوجو جا خالی میداد سوکونا حمله میکرد گوجو جاخالی میداد[سوکونا از اندام و صورت ات خوشش اومد اما عاشق نه فقط به عنوان اسباب بازی ]
بعد سوکونا تبدیل به یوجی شد
گوجو:خب بریم
ات ویوجی رفتن سمت مدرسه جوجوتسو
شب*
ات خوابید صبح پاشد یونیفرم مدرسه رو پوشید(مدل یونیفرم یه دامن کوتا و یقه لباسش بزرگ نیست و به گردنش چسبیده اما نه خیلی و استین هاشم پایینش گشاده موهاش سفیده و چشماش ابیه مثل گوجو موهاش بلنه و چتری)
ات رفت پیش بقیه معلم ها معلم ها با تعجب بهش نگاه میکردن
ات:چی شده
اوتاهیمه:گردنت کبوده
ات:حتمی خورده به یه چیزی
می می :بنظر یه چیز دیگه میاد
ات:اینه دارین
می می:آره بیا
ات تعجب کرد دکمه های بالای لباسش رو باز کرد*نکته مثل همه یه لباس سفید زیرش داره*
ات دید که کل گردنش کیس مارکه
ات:چ-چی شده.......بخدا من کاری نکردم
گوجو:دیشب چیزی نخوردی <پوز خند>
ات:نه
- ۱۷.۶k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط