{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگـــــــــــــر سکوت هایم ســـــــــــرد شد….

دیگـــــــــــــر سکوت هایم ســـــــــــرد شد….
نه به ســــــــــردی هوا….
نه به ســـــــــردی دستانت……
به سردی لحنت…سکوتم سرد شد….
سرد..سرد …سرد…
تو با لحن سردتت دلم را اتش زدی…..
و من هم با نگاه ســــــردم….دنیا را خاکســــــتر خواهم کرد
تقصیر من نیست..
تو به من اینگونه اموختی..
دیدگاه ها (۲)

ﻗﻔﺲ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﺳﮑﻮﺗﻢ ﺭﺍﺷﮑﺴﺘﻨﺪﺩﻝ ﺩﺍﯾﻢ ﺻﺒﻮﺭﻡ ﺭﺍﺷﮑﺴﺘﻨﺪﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﭘﺎﺑﻪ ﭘﺎ...

ﺍﮔﺮ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﯼ ﻗﻔﺲ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﺵ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﯿﺮ ﺷﺪﻡ ﻣﺮﮒ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﺎﺯ ﮐﺮﺩ

غصه می سوزد مرا ، باران ببارکوچه می خواند تو را ، باران ببار...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 10فضای رستوران در سکوت فرو رفت.سه مرد با قدم‌...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

نام: قرارداد نفرتPart:57صبح روز بعد...ا/ت توی سالن نشسته بود...

خاطراتِ معلق در نور

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ⁶𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵سه روز بعد...رینا توی ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط