{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

درخواستی
سناریو
وقتی رئیس مافیا هستن و شوهرتن و بدون اجازش میری بار و دیر برمیگردی خونه

نامجون: دقیقا چه دلیلی داشت کارت-

جین: عمرا بزارم جایی بدون بادیگارد بری
ا/ت: ولی.. جین
جین: همین که گفتم(داد)

شوگا: نه نه... نشد دیگه.. یه دلیل منطقی بیار
ا/ت: من فقط حوصلم سر رفته بود
شوگا: ا/تتت (داد)


جیهوپ: بهت هشدار داده بودم به اینجور جاها نری..

جیمین: چه عجب...
ا/ت: ج.. جیمین
جیمین: بله جیمین... بله حالا بگو ببینم با این لباس تا این وقت شب کدوم گوری بودی؟

تهیونگ: اون لباساتو که پوشیدنش یا نپوشیدنش فرقی نداره رو دربیار تا یه درس حسابی بهت بدم تا دیگه از این گوهت نخوری

جونگکوک: تا این وفت سب کدوم قبرستونی بودی هاا؟(داد)
ا/ت: داد نزن.. فقط رفته بودم تفریح
جونگکوک: داد میزنم...(بعدم تفریح خوببو بهت کامللل نشون میده)
دیدگاه ها (۴)

جنون مافیا ☆part13S1☆صبح... با برخورد افتاب به صورتم از خواب...

جنون مافیا ☆part14S1☆جیمو: ولی... خب باشه حتما عشقم سرش شلوغ...

جنون مافیا ☆part12S1☆شب.... سوجین: بابا دختره احمق خوشحال با...

جنون مافیا ☆part11S1☆سنگینی سکوت رو میتونستم حس کنم سرد بودن...

عضو هشتم

سناریو 🪽 ✨ « وقتی همسرشون هستی و صبح میری که بیدارشون کنی » ...

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط