{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
انگار، جمعه
فرزندِناخواسته
یا سرِ راهیِ هفته است
حتی پسوند خانوادگی اش را هم
از او گرفته اند
پدرش شنبه اورا مرتد کرده
انداخته تهِ صف
و برادرانِ چند شنبه ها
همه ی بدنامی ها و گرفتاری ها را
می اندازند گردنِ او
این خود درد بزرگیست برای جمعه.
جمعه را سرزنش نکنید
جمعه را سرزنش نکنید
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻧـﯿـﺎی ﻣـﺠـﺎﺯی " ﺷـﻠـﻮﻍ ﺗـﺮﯾـن● ﺳـﺮﺯﻣـﯿـﻦِ ﺗـﻨـﻬـﺎﯾـے● ﺍﺳت...

یک نفر این کارو بامن کرد خداکنہ شما...وقتی مجبور میشی..... ...

ســکوت می کنم به حــرمت احـساسم ســکوت می کنم تا عشـق بـی آب...

خدایاااااشکرت

پارت۴۶اعلامِ پدرصبح، عمارتِ کیم برخلاف همیشه شلوغ بود. ماشین...

برده عمارت جئون

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

اتاق ساکت سیصدو هفت

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

برادر ناتنی

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط